مسابقه بزرگ
همه جا صحبت از مسابقه بزرگ بود. آخرین روز مسابقه بود و برنده خوش شانس این مسابقه مشخص می شد؛ برنده ای که صاحب پانصد هزار دلار می شد در آن روز معرفی می شد.
شروع مسابقه دقیقا دو ماه قبل از روز پایانی بود. اگر اشتباه نکنم حدود هزار نفر در این مسابقه ثبت نام کرده بودند. از بین این هزار نفر حدود هشتصد نفر پذیرفته شدند و از فردای آن روز رقابت ها آغاز شد. شرکت کنندگان تند و تند حذف می شدند و از چرخه مسابقات بیرون می رفتند. روند مسابقه شباهت زیادی به دیگر مسابقات داشت، سوالات عمومی و گاهی هم تخصصی از شرکت کنندگان پرسیده می شد و مسلما برنده کسی بود که به سوالات بیشتری در زمان کمتری پاسخ صحیح می داد.
آخرین روز مسابقات بود، از بین آن هشتصد نفر تنها بیست نفر باقی مانده بودند، تقریبا تمام مردم کشور در خانه هایشان پای تلویزیون بودند تا ببینند برنده خوش شانس پانصد هزار دلاری کیست.
مرحله اول آغاز شد، باز هم سوالات عمومی و گه گاهی سوالات تخصصی... از بیست نفر تنها ده نفر قبول شدند و بعد مرحله آخر بود.
مجری برنامه شروع کرد به پرسیدن سوالات، ... اما چه سوالاتی ؟ سوالاتی که همه را متعجب کرد. او بعد از اتمام برنامه سوالات را اینطور توجیه کرد: " هر انسان باید اول به خود و اطرافیانش توجه داشته باشد، و بعد به سراق کسب علم و بالا بردن میزان اطلاعاتش برود. " ، و اما سوالات از این قرار بود:
١. شما در خانه خود چند شوفاژ دارید؟
٢. شیر آب سرد آشپزخانه شما در سمت راست قرار دارد یا در سمت چپ؟
٣. در خانه شما چند پنجره وجود دارد؟
٤. ...
و اما برنده مسابقه در روز بعد (پس از بررسی خانه های شرکت کنندگان) اعلام شد، و برنده مسابقه فردی بود که به سوالات اینطور پاسخ داده بود:
١. یک شوفاژ
٢. ما در آشپزخانه فقط یک شیر آب سرد در وسط داریم!
٣. تنها یک پنجره
٤. ...
حالا برنده آن مسابقه پس از یک سال، خانه ای دارد که تعداد شوفاژ های آن بیش از انگشتان دست است، شیر آب سرد آن در آشپزخانه بالایی و پایینی در سمت چپ و شیر آب گرم آنها در سمت راست قرار دارند، حوصله ندارم بلند شوم و بشمارم که چند پنجره در خانه داریم، ...
ولی می دانم که دیگر ... که دیگر توجه گذشته را ندارم؛ ولی می دانم که دیگر ... که دیگر خوشبختی گذشته را حس نمی کنم.
دوستان من خوشبختی در دل انسان است، در هر شرایطی که باشد.
________________
خدایا،اینبار، برای طعام و آشامیدنی که هرروز برای من فراهم است، تو را شکر نمی گویم ...
خدایا،اینبار، برای سلامتی که به من عطا کردی، تو را شکر نمی گویم ...
خدایا، اینبار، برای آشیانی که دارم، تو را شکر نمی گویم ...
خدایا، اینبار، برای دوستان خوبی که دارم، تو را شکر نمی گویم ...
خدایا، اینبار، برای خانواده و فامیل خوبی که به من دادی، تو را شکر نمی گویم ...
خدایا، اینبار، برای سوادی که دارم، تو را شکر نمی گویم ...
خدایا، اینبار، برای امکاناتی که برایم فراهم است، تو را شکر نمی گویم ...
... چراکه بر وظایف من افزوی ...
... چراکه طعم خوش گرسنگی و تشنگی را از من گرفتی
... چراکه طعم خوش سختی را از من گرفتی
... چراکه طعم خوش بی پناهی را از من گرفتی
... چراکه طعم خوش تنهایی را از من گرفتی
... چراکه طعم خوش بی کسی را از من گرفتی
... چراکه طعم خوش ندانسته دانستن را از من گرفتی
... چراکه طعم خوش التماس را از من گرفتی
... چراکه گرفتی از من لحظه های خوش بی کسی را، که با تو بنشینم و راز دل بگویم و بنالم و هیچگاه بر خود نبالم، که غرور نیز سدی است محکم ...
ولی شکر تو را که همواره همراه من بودی
چگونه می توانیم قضاوت کنیم؟ مگر ما که هستیم؟ ما چه می دانیم فلانی چقدر گنجایش دارد؟ شاید او لیوان وجود خود را پر کرده، ولی ما به پارچ وجود خود چقدر افزوده ایم؟

امر بـهائی جوانترين دين از اديان مستقلّ جهان است و تجديد دين از اصول اين آئين است زيرا در هر زمان مقتضيّات جامعه بشری تغيير ميپذيرد و در هر عصری دينی جديد موافق با مقتضيّات جهان و نيازمندی جهانيان ظاهر ميگردد. بـهائيان معتقدند که حضرت بـهاءالله، بنيانگذار امر بـهائی (۱۸۱۷- ۱۸۹۲) جديدترين فرستاده الهی در سلسله پيامبران پيشين چون حضرت ابراهيم، موسی و بودا و زردشت و مسيح و بالاخره حضرت محمّد است و رسالتش برای ايجاد تمدّنی جديد و جهانی است که بشر در اين زمان بدان نيازمند است.
محور تعاليم پيام بـهائی وحدت عالم انسانی است يعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به يگانگی رسند و همه در ظلّ يک جامعه جهانی درآيند. حضرت بـهاءالله فرموده است که خداوند بيمانند نيروهائی را در جهان بکار گماشته است تا آنچه را که بر حسب سنّتهای پيشين سبب جدائی و اختلاف ميان اقوام و طبقات و اديان و ملل عالم گشته است از ميان بردارد و مهمترين کاری که امروز بشر بايد بآن پردازد وحدت عالم انسانی و تلاش و کوشش در راه اتّحاد و اتّفاق اهل عالم است.
يکى از اهداف و مقاصد دين بـهائی بذل و همّت و مساعدت در اين مسير است. از اين روی امر بـهائی جامعهای جهانی مرکّب از قريب به 7 ميليون نفر از اکثر ملل و نژادها و فرهنگهای جهان بوجود آورده و تعاليم حضرت بـهاءالله را در آن جامعه تجسّم بخشيده است. آزمايشی که بهائيان در اين راه کردهاند سبب تشويق کسانی است که از همان راه ميپويند و نوع انسان را اعضاء يک خاندان و کره زمين را يک وطن ميدانند.
_______________________________________
منبع:آئین بهائی
حضرت بهاءالله، شارع ديانت مقدس بهايي مي فرمايند:« اين ندا و اين ذكر ، مخصوص مملكتي و يا مدينه اي نبوده و نيست؛ بايد اهل عالم طُرّاً [همگي] به آنچه نازل شده و ظاهر گشته تمسك نمايند تا به آزادي حقيقي فائز شوند»(لوح دنيا).
در ايران عزيز، 163 سال است كه آن " ندا" و"ذكر" الهي بلند و آن ظهور موعود اديان آسماني واقع شده است و در حال حاضر بیش از 000/300 نفر در ايران وبیش از5/7 مليون نفر در دنيا، از همه ممالك و نژادها و فرهنگ ها و زبان ها و مذاهب و اديان مختلف، به آن ايمان دارند و بيش از 000/20 نفر خون پاكشان را در راه آن نثار نموده اند. اما علي رغم آن، اكثري از هموطنان عزيز از داشتن اطلاعات صحيح از اين دين جديدي كه از وطن محبوبمان ظاهر شده، باز داشته شده اند، و به قول استاد دكتر ناصرالدين صاحب زماني، « تاكنون هرگز به درستي ، بي طرفانه، انگيزه كاوانه و جامعه شناسانه مورد بررسي عميق قرار نگرفته است» («خط سوم»صص:380 به بعد).
به اين دليل،سایت نگاهی تازه جهت آشنائي مختصر آن عزيزان با تاريخ وعقايد و آموزه هاو اهداف وروش هاي آئين بهائي، و نيز اقدامات گستردهء "جامعه" و "نظم بديع واداري ِ" آن،در ايران و جهان، براي رسيدن به هدف اصلي اش كه "وحدت عالم انساني" و "صلح جهاني" است،تهيه شده است. باشدكه مطالعهء آن آغازي براي پژوهش وتحقيق بيشتر و كافي تر ايرانيان عزيز گردد تا، هريك، به چشم وقلب وفكرخود--و نه ديگران-- باحقايق اين آئين نازنين آشنا شود و قضاوت فرمايد.
منبع:نقطه نظر
عکس از: ساغر
بیائید تعصبات و تقالید را کنار گذاشته و با فکری باز به جستجوی حقیقت بپردازیم. یکی از تعالیم حضرت بهاءالله همین است، تحری حقیقت. انشاءالله بتوانیم به وحدت عالم انسانی که خواست تمام پیام آوران از جانب خداوند بوده برسیم.
با آرزوی توفیق روزافزون برای شما و جمیع بشر
